شکسته می گذرم / از پهلویتان/ شکسته/ پهلویتان / از ساده گذشتن از حق/ ... / بغضم نمی شکند... / خودم / شکسته ام / بی آنکه کمی هم فهمیده باشم حق را/.../ می ترسم من هم مثل کسی باشم که شکست تو را / اگر بودم...
_______________________________________
دوست ندارم ژست بگیرم که تو را می فهمم مثل خیلی ها و دوست ندارم که عین خیالم نباشد مثل خیلی ها...
.
در و دیوار به هم ریخته تان
بر سرم می شکند...


