تبليغاتX
مریم ها و یاکریم ها می دانند...
[ English/فارسی]

مریم ها و یاکریم ها می دانند...

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست...

 

پائیز ــ سهم کودکی های تو و شریک بیقراری های من ــ که می رسد، پیر می شویم!

در هیاهوی فصلی برای زیستن پیر می شویم!

پائیز انگار چشم های  " پاک آلوده " ی  زنی است که آوازه های گمشده اش را در زمینی سوخته

و آسمانی افروخته به پا ایستاده است.

صدای گریه ی کیست؟! در این ساکت سرد... که درختان از کلامش به رقص می آیند و کوچه تر می شود، تازه می شود و خیابان را به خلوت کردن با خودش مجاب می کند.

طنین هق هق ابرهاست یا پاشویه ی کودک تب دار آسمان که مرا هم شاعرانه تر که تو را هم شاعرانه تر که در ختان را هم شاعرانه تر که کوچه را هم شاعرانه تر که خیابان را هم شاعرانه تر ... که شاعرانه تر می کند خدا را...

پائیز را به نام تو تلاوت می کنم برای سطرهای منتظر و از خانه به خیابان می روم و از خیابان به شعر ...

مهر لحظه ی تحویل سال است در مدار چشمهای تو... که برگ را آنقدر کنجکاو می کند که به جستجوی خانه ات خود را به باد می دهد و درختان را آنقدر بی پروا که دار و ندارشان را در کسوتی از  عریانی رو می کنند...

نوشتن ات را رها می کنم و در همهمه ی این بادهای خزانی خود را در انتظار صاعقه ای به تماشا می نشینم تا شعر...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پایان نامه:

۱.برای انسان های سر سخت همدلی شرم آور است اما با ارزش.(نیچه)

۲.نزدیک ترین ها به من رفتند. حتی بدنم روزی تکه ابری می شود و راهی جدا از من در پیش می گیرد.

۳. نمی توانی فانوس باشی تا بر شانه هایت شب را حمل نکنی.(آدونیس)

۴.به بهانه ی پائیز که دوستش دارم نوشتم ناهمواری هایش را به ذهن خسته و دل شکسته از دست نا رفیقان ببخشید...

۵.زمین سوخته ام نا امید و بی برکت          که جز مراتع نفرت نمی چرید از من...

۶.جنگجویی خسته ام بعد از نبردی نا برابر...

۷. خدایم ببخشاید با این همه بدی که به نامم کردند و خدایشان رحمت و نعمت بیفزاید با آنهمه حسن که...

۸. عجیب و غریب و تازه دلم گرفته یه حس دل گرفتن جدید دارم...

همین...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 8:2  توسط   |