تبليغاتX
مریم ها و یاکریم ها می دانند...
[ English/فارسی]

مریم ها و یاکریم ها می دانند...

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست...

عمار را دوست داشت....زیاد!

اما بیشترین نقشه ای که برا ابراز بهش کشیده بود یه دعوای حسابی بود.

یک بار هم عمار قبل از اینکه نیسان آبی اونو پرت کنه٬ هلش داد ...

....به خیالش لطف کرده!

اما تنها چیزی که به ذهن اون میرسید برا تلافی

این بود که عمار رو هل بده جلو یه نیسان آبی.

هر بار هم نیسان آبی میدید   .........به سرش میزد برا انتقام

نفهمیدم.......

چرا از همون روزای اول ابراز بلد نبود!؟


اینم جدید ومال همشهریتون میثم خان:

این قلب بدون شادی ام را بپذیر

دیوانگی ارادی ام را پذیر

یا مثل همین دولت تحریمم کن

یا بسته پیشنهادی ام را بپذیر

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 20:11  توسط میثم فروتن  |