تبليغاتX
مریم ها و یاکریم ها می دانند...
[ English/فارسی]

مریم ها و یاکریم ها می دانند...

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست...

راستش می خواستم تا نظراتون 20نشده ننویسم ولی

 دلم نیومد برای شهادت شهیده عشق و تک نهال

باغبونمون چیزی ننویسم.به خصوص که این خانم

همیشه واسطه بودن برا رابطه من وخدا

بگذریم از بحث در مورد اینکه ارتباط با خدا

واسطه می خواد یا نه ولی اگه شما نظری داشتید بدید.

 حدود 4ماه پیش بود که بهم خبر دادن اسمت

 برا عمره دانشجویی در اومده

الانم یواش یواش دارم براش آماده میشم

 تا احتمالاً تا یکی دو ماه دیگه عازم بشیم.

برا همینم امسال حالم یه جور دیگه است تو این

ایّام و همه تصوراتم توی اون جای ...

نمی دونم صفت خوب به کار ببرم یا بد.از طرفی

 فکر می کنم جای پای فاطمة و ابوها وبعلها وبنوها

که بد نمیشه از طرفی هم اونجا همون جاییه که

 عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس.

نمی دونم اونجا باید چی کار کنم با این همه حس

 با این همه شعر و صدا و تصویربی بی بی حرم قبرت کجاست مادر؟

بی بی بی حرم  قبرت کجاست مادر...؟

فرض کنید من جلوی در خونه حضرت زهرا وایسم و این شعر رو بخونم:

یاس جونمرگمون تکیه زدش به دیوار  

  خواست بزنه جوونه امّا سر اومد بهار

یه جورایی غیر قابل باوره

خدا کمکم کنه.

 

راستی بیاید این روزها نگاهمون به مادرامون رو تغییر بدیم.

بیاید قدرشون رو بدونیم.

آهسته باز از بغل پله ها گذشت

در فکر آش و سبزیه بیمار خویش بود...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 20:3  توسط میثم فروتن  | 

 خیلی دور خیلی نزدیک

در مورد اسم که فکر مي کنم هر کي منِ اوی

رضا امير خاني رو خونده باشه,منظور رو گرفته

 هر کي هم که نخونده خوب

 تابستون امسال بهترین موقع برا خوندن

یکی از موفق ترین رمان های عاشقانه

 ۲۰-۱۰سال گذشته است.


امّا در مورد آدرس:


so close so far یعني خيلي دور خيلي نزدبک

 
حالا اينکه چرا اين رو برا آدرس انتخاب کردم

چند تا دليل داشت.

اولين وساده ترينش اين بود که فيلم

خيلي دور خيلي نزديک رو خيلي

دوست دارم و اصلاً از نظر حقير توي فيلم

هاي تاريخ ايران(البته  من فيلم هاي قبل از انقلاب

رو کمتر ديدم)بي نظير بوده.

ازموضوع گرفته تا لوکيشن هاي کم نظير کويرش


واون آخوند تقريباً واقعيش و خانم دکترو از همه مهمترموسيقيه

 متنش بود, که باز هم از نظرمن

توي تمام فيلم هاي ايراني وخارجي که تا

حالا ديدم هيچ وقت اينقدر حرف موسيقي


با حرف فيلم همخوني نداشته.

دليل ديگه اين انتخاب مفهوم فوق العاده عميق

والبته مبهم اين واژه است که ذهن منو

چند سالي ميشه که در گير

خودش کرده,که ميشه از جهات مختلف بررسيش کرد.

مثلاً ماتو رياضي خيلي برامون مهمه که

 يه عددي مثبت باشه يا منفي

ولي وقتي به بحث حد در بي نهايت می رسیم

ديگه خيلي مهم نيست,مثبته يا منفي.

یعنی یه جورایی می خواد بگه وقتی حرف

از بی نهایته تو خجالت نمی کشی

که می گی مثبته یا منفی.

توي بحث هاي عرفاني وعشقي

 هم که ديگه نگو,فراق و وصال يار

ونزديکيشون واينکه وصال بهتره يا فراق و...مثلاً سعدي ميگه:


اي سير تورا نان جوين خوش ننمايد 

معشوق من آنست که نزديک تو زشت است

حوران بهشتي را دوزخ بود اعراف

از دوزخيان پرس که اعراف بهشت است

 
ولي برا من از همه جالب تر اينه که روانشناسها

 هم به اين نکته پي بردن وميگن وقتي حس توي اوجه

 ديگه تفاوتي نمي کنه که اين حس مثبته يا منفي

 
به عبارت ديگه ميگن عشق و نفرت خيلي به هم نزديکن و

می گن آمار عاشق های قاتل خیلی زیاده.


نمي دونم تونستيد يه ارتباط بين همه

 اين ها برقرار کنيد يا نه!


خواهشاً نظر بديد,چون من اول راهم

 نظر هاي شما برام خيلي مهمه


قصد کردم تا تعداد نظرهاتون به 20 نرسه,ديگه پست جديد ندم.   

   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 23:36  توسط میثم فروتن  | 

خوب شروع کردن تو هر چیزی مستلزم داشتن هدفه.

نمیدونم تا حالا چند نفر با هدف ٬وبلاگ ساختن ٬ولی من

برا نشون دادن حسن نیت٬می خوام خوب شروع کنم.

شعر زیر برا یکی از دوستام آقای میلاد افشین منشه:


نشاني منزل ما شش قسمتي است!

و اگر جاي يک بخش خالي ماند،

هيچ نامه‌اي نخواهد رسيد...


اي فرستنده‌ي نامه‌هاي هميشه سفارشي

از ازدحام اين پيچ و خم‌ها بکاه...

که دلم لک زده‌ي سر راست ترين نشاني‌ست:

خيابان وليعصر - پلاک ۳۱۳???

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 3:10  توسط میثم فروتن  |